|
این بخش به مرور تکمیل خواهد شد اصطلاحات مربوط به طلا و زر منبع: کتاب آرایی در تمدن اسلامی/نجیب مایل هروی/مشهد/ بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس/۱۳۷۲ آب زر/ آب طلا. زر را حل می کرده و به صورت مایع در کتابت نسخه های نفیس و یا کلمه ی جلاله و سر سوره ها و نشانه ها در نسخ قرآنی و سرعنوان ها از آن استفاده می کرده اند. مرکب سازان و کاتبان به زر حل شده، آب طلا هم گفته اند. آب طلا، و قس: حبر مطلا. خواند میر در وقایع عصر امیر تیمور گورکان می نویسد:« و مولانا عبدالله کشی را با جمعی رفیق او گردانیده، مکتوبی به عرض سه گز و در طول هفتاد گز که به آب زر قلمی شده بود به خط ید مولانا شیخ محمد ولد خواجه حاجی بند گیر تبریزی- که در حسن خط از سایر خوشنویسان آن زمان امتیاز داشت- به اسم ملک فرج در صحبت ایشان ارسال نمود».
آب طلاکار/ مذهب آن که هنر و پیشه ی او تذهیب است، آن که پیشه ی او اندودن به آب طلاست.
آب طلاکاری/ تذهیب اندودن به آب طلا، پیشه ی کسی که تذهیب می کند.
افشان در لغت امر است به افشاندن و افشانیده شده و در عرف مذهبان آن است که بر کاغذ زر یا نقره بیفشانند به جهت آنکه کاغذ ظاهری زیباتر پیدا کند. بطور کلی افشان گاه بر متن و حاشیه صفحه پاشیده می شده و گاه متن افشان می گردیده است و بیشتر مواقع فقط حاشیه ی اوراق. همچنین افشان و انواع ریز و درشت آن، گاه از طلا و نقره ی حل شده، بصورت محلول و با خامه ی افشان اوراق (خصوصا در متن) همیشه پیش از کتابت و نوشتن صورت می گرفته است نه پس از کتابت. گفتیم که افشان یا با زر صورت می گرفته است یا با نقره، ولیکن چون نقره بر اثر گذر زمان و در مجاورت آفتاب و هوا سیاه می شود، مذهبان به افشان زر بیشتر توجه داشته اند، به همین جهت این اصطلاح نسخه آرایی به صورت زر افشان مشهورتر و زبانگرد شده است. البته افشانگران بر کاغذهای الوان، سوای زر و نقره، از الوان معدنی دیگر نیز سود می جسته اند زیرا مثلا بر کاغذ آن، اگر از لاژورد برای افشان استفاده شود، نمای آن بیشتر و چشم گیرتر تواند بود.
افشان بیخته نوعی از افشان بوده است که با عمل بیختن آب طلا یا نقره فراهم می شده، این نوع افشان را محمد مؤمن فرزند خواجه عبدالله مروارید بیانی اختراع کرده است.
افشان جواهر انواع افشان که با جواهر چونان زر و نقره فراهم شده باشد. ناظم هروی گوید: دل که شد آینه، محتاج به زیور نبود بر رخ این ورق افشان جواهر گرد است
افشان حل کرده نوعی از افشان بوده است که افشانگر نخست طلا یا نقره را حل می کرد و با محلول آن عمل افشان را انجام می داده است. نیز : افشان لینه
افشان زر افشانی که با زر صورت گرفته باشد. لسانی شیرازی راست: ای شوخ مذهب آن چنان محتضرم از ضعف، که نیک در نیابد به نظرم یعنی به هزار پاره اندام ضعیف از دست تو افتاده چو افشان زرم
افشان سر موری گونه ای است از افشان، که دانه های زرین یا سیمین آن بر روی صفحه به اندازه ی سر مور می ماند.
افشان طلا افشانی که از طلا یا زر فراهم شده باشد. لسانی شیرازی گوید: نبود عجب ای مذهـــب مه پیکر از ســـــــحر بنان تو در اثبات هنر گر رقص کند چو ذره افشان طلا یا آب صفت روان شـود جدول زر
|